ناحوم ۳:۱-۴
۱
وای بر شهر خونریز كه تمامش از دروغ وقتل مملّو است و غارت از آن دور نمیشود!
۲
آواز تازیانهها و صدای غرغر چرخها و جهیدن اسبان و جستن ارابهها.
۳
سواران هجوم میآورند و شمشیرها برّاق و نیزهها لامع میباشد و كثرت مجروحان و فراوانی مقتولان و لاشها را انتها نیست. بر لاشهای یكدیگر میافتند.
۴
از كثرت زنای زانیه خوشمنظر كه صاحب سحرها است و امّتها را به زناهای خود و قبایل را به جادوگریهای خویش میفروشد.
Settings