متی ۱۸:۲۸-۳۵
۲۸
لیکن چون آن غلام بیرون رفت، یکی از همقطاران خود را یافت که از او صد دینار طلب داشت. او را بگرفت و گلویش را فشرده، گفت، طلب مرا ادا کن!
۲۹
پس آن همقطار بر پایهای او افتاده، التماس نموده، گفت، مرا مهلت ده تا همه را به تو ردّ کنم.
۳۰
امّا او قبول نکرد، بلکه رفته، او را در زندان انداخت تا قرض را ادا کند.
۳۱
چون همقطاران وی این وقایعرا دیدند، بسیار غمگین شده، رفتند و آنچه شده بود به آقای خود باز گفتند.
۳۲
آنگاه مولایش او را طلبیده، گفت، ای غلام شریر، آیا تمام آن قرض را محض خواهش تو به تو نبخشیدم؟
۳۳
پس آیا تو را نیز لازم نبود که بر همقطار خود رحم کنی چنانکه من بر تو رحم کردم؟
۳۴
پس مولای او در غضب شده، او را به جلاّدان سپرد تا تمام قرض را بدهد.
۳۵
به همینطور پدر آسمانی من نیز با شما عمل خواهد نمود، اگر هر یکی از شما برادر خود را از دل نبخشد.
متن کتاب مقدس: Old Persian Version (1895) · مالکیت عمومی