مرقس ۱۴:۳
نمایش آیهٔ ۳ همراه با بافت پیرامون.
۱
و بعد از دو روز، عید فِصَح و فطیر بود که رؤسای کهنه و کاتبان مترصّد بودند که به چه حیله او را دستگیر کرده، به قتل رسانند.
۲
لیکن میگفتند، نه در عید مبادا در قوم اغتشاشی پدید آید.
۳
و هنگامی که او در بیت عَنْیا در خانهٔ شمعون ابرص به غذا نشسته بود، زنی با شیشهای از عطر گرانبها از سنبل خالص آمده، شیشه را شکسته، بر سر وی ریخت.
۴
و بعضی در خود خشم نموده، گفتند، چرا این عطر تلف شد؟
۵
زیرا ممکن بود این عطر زیادتر از سیصد دینار فروخته، به فقرا داده شود. و آن زن را سرزنش نمودند.
۶
امّا عیسی گفت، او را واگذارید! از برای چه او را زحمت میدهید؟ زیرا که با من کاری نیکو کرده است،
Settings