Skip to content
لوقا ۹:۳۷-۴۰

لوقا ۹:۳۷-۴۰

۳۷
و در روز بعد چون ایشان از کوه به زیر آمدند، گروهی بسیار او را استقبال نمودند.
۳۸
که ناگاه مردی از آن میان فریادکنان گفت، ای استاد به تو التماس می‌کنم که بر پسر من لطف فرمایی زیرا یگانه من است.
۳۹
که ناگاه روحی او را می‌گیرد و دفعهًٔ صیحه می‌زند و کف کرده مصروع می‌شود و او را فشرده، به دشواری رها می‌کند.
۴۰
و از شاگردانت درخواست کردم که او را بیرون کنند نتوانستند.
Settings

Reading Style

Typeface

Font Size 19px

Options