Skip to content
لوقا ۲:۴۶-۴۹

لوقا ۲:۴۶-۴۹

۴۶
و بعد از سه روز، او را در هیکل یافتند که در میان معلّمان نشسته، سخنان ایشان را می‌شنود و از ایشان سؤال همی‌کرد.
۴۷
و هر که سخن او را می‌شنید، از فهم و جوابهای او متحیّر می‌گشت.
۴۸
چون ایشان او را دیدند، مضطرب شدند. پس مادرش به وی گفت، ای فرزند چرا با ما چنین کردی؟ اینک، پدرت و من غمناک گشته تو را جستجو می‌کردیم.
۴۹
او به ایشان گفت، از بهر چه مرا طلب می‌کردید، مگر ندانسته‌اید که باید من در امور پدر خود باشم؟

متن کتاب مقدس: Old Persian Version (1895) · مالکیت عمومی