Skip to content
داوران ۹:۵۰-۵۴

داوران ۹:۵۰-۵۴

۵۰
و اَبیمَلِك‌ به‌ تاباص‌ رفت‌ و بر تاباص‌ اردو زده‌، آن‌ را گرفت‌.
۵۱
و در میان‌ شهر برج‌ محكمی‌ بود و همۀ مردان‌ و زنان‌ و تمامی‌ اهل‌ شهر در آنجا فرار كردند، و درها را بر خود بسته‌، به‌ پشت‌بام‌ برج‌ برآمدند.
۵۲
و اَبیمَلِك‌ نزد برج‌ آمده‌، با آن‌ جنگ‌ كرد، و به‌ دروازۀ برج‌ نزدیك‌ شد تا آن‌ را به‌ آتش‌ بسوزاند.
۵۳
آنگاه‌ زنی‌ سنگ‌ بالائین‌ آسیایی‌ گرفته‌، بر سر اَبیمَلِك‌ انداخت‌ و كاسۀ سرش‌ را شكست‌.
۵۴
پس‌ جوانی‌ را كه‌ سلاحدارش‌ بود به‌ زودی‌ صدا زده‌، وی‌ را گفت‌: «شمشیر خود را كشیده‌، مرا بكش‌، مبادا دربارۀ من‌ بگویند زنی‌ او را كشت‌.» پس‌ غلامش‌ شمشیر را به‌ او فرو برد كه‌ مرد.
Settings

Reading Style

Typeface

Font Size 19px

Options