داوران ۲:۱-۹
۱
و فرشتۀ خداوند از جِلْجال به بُوكیم آمده،گفت: «شما را از مصر برآوردم و به زمینی كه به پدران شما قسم خوردم داخل كردم، و گفتم عهد خود را با شما تا به ابد نخواهم شكست.
۲
پس شما با ساكنان این زمین عهد مبندید و مذبحهای ایشان را بشكنید. لیكن شما سخن مرا نشنیدید. این چه كار است كه كردهاید؟
۳
لهذا من نیز گفتم ایشان را از حضور شما بیرون نخواهم كرد، و ایشان در كمرهای شما خارها خواهند بود، و خدایان ایشان برای شما دام خواهند بود.»
۴
و چون فرشتۀ خداوند این سخنان را به تمامی بنیاسرائیل گفت، قوم آواز خود را بلند كرده، گریستند.
۵
و آن مكان را بُوكیم نام نهادند، و در آنجا برای خداوند قربانی گذرانیدند.
۶
و چون یوشع قوم را روانه نموده بود، بنیاسرائیل هر یكی به ملك خود رفتند تا زمین را به تصرف آورند.
۷
و در تمام ایام یوشع و تمامی ایام مشایخی كه بعد از یوشع زنده ماندند، و همۀ كارهای بزرگ خداوند را كه برای اسرائیل كرده بود، دیدند، قومْ خداوند را عبادت نمودند.
۸
و یوشع بننون، بندۀ خداوند ، چون صد و ده ساله بود، مرد.
۹
و او را در حدود ملكش در تِمْنَه حارس در كوهستان افرایم به طرف شمال كوه جاعش دفن كردند.
متن کتاب مقدس: Old Persian Version (1895) · مالکیت عمومی
Settings