داوران ۱۹:۷-۹
۷
و چون آن مرد برخاست تا روانه شود، پدر زنش او را الحاح نمود و شب دیگر در آنجا ماند.
۸
و در روز پنجم صبح زود برخاست تا روانه شود، پدر كنیز گفت: «دل خود را تقویت نما و تازوال روز تأخیر نمایید.» و ایشان هردو خوردند.
۹
و چون آن شخص با كنیز و غلام خود برخاست تا روانه شود، پدر زنش یعنی پدر كنیز او را گفت: «الا´ن روز نزدیك به غروب میشود، شب را بمانید؛ اینك روز تمام میشود. در اینجا شب را بمان و دلت شاد باشد و فردا بامدادان روانه خواهید شد و به خیمۀ خود خواهی رسید.»
Settings