داوران ۱۹:۵-۸
۵
و در روز چهارم، چون صبح زود بیدار شدند، او برخاست تا روانه شود؛ اما پدر كنیز به داماد خود گفت كه «دل خود را به لقمهای نان تقویت ده، و بعد از آن روانه شوید.»
۶
پس هر دو با هم نشسته، خوردند و نوشیدند. و پدر كنیز به آن مرد گفت: «موافقت كرده، امشب را بمان و دلت شاد باشد.»
۷
و چون آن مرد برخاست تا روانه شود، پدر زنش او را الحاح نمود و شب دیگر در آنجا ماند.
۸
و در روز پنجم صبح زود برخاست تا روانه شود، پدر كنیز گفت: «دل خود را تقویت نما و تازوال روز تأخیر نمایید.» و ایشان هردو خوردند.
Settings