یونس ۱:۳
نمایش آیهٔ ۳ همراه با بافت پیرامون.
۱
و كلام خداوند بر یونس بن اَمِتّای نازل شده، گفت:
۲
«برخیز و به نینوا شهر بزرگ برو و بر آن ندا كن زیرا كه شرارت ایشان به حضور من برآمده است.»
۳
امّا یونس برخاست تا از حضور خداوند به تَرْشیش فرار كند و به یافا فرود آمده، كشتیای یافت كه عازم تَرْشیش بود. پس كرایهاش را داده، سوار شد تا همراه ایشان از حضور خداوند به تَرْشیش برود.
۴
و خداوند باد شدیدی بر دریا وزانید كه تلاطم عظیمی در دریا پدید آمد چنانكه نزدیك بود كه كشتی شكسته شود.
۵
و ملاّحان ترسان شده، هر كدام نزد خدای خود استغاثه نمودند و اسباب را كه در كشتی بود به دریا ریختند تا آن را برای خود سبك سازند. امّا یونس در اندرون كشتی فرود شده، دراز شد و خواب سنگینی او را در ربود.
۶
و ناخدای كشتی نزد او آمده، وی را گفت: «ای كه خفتهای، تو را چه شده است؟ برخیز و خدای خود را بخوان؛ شاید كه خدا ما را بخاطر آورد تا هلاك نشویم.»
Settings