ایوب ۳:۳-۱۰
۳
«روزی كه در آن متولّد شدم، هلاكشود و شبی كه گفتند مردی در رحم قرار گرفت،
۴
آن روز تاریكی شود. و خدا از بالا بر آن اعتنا نكند و روشنایی بر او نتابد.
۵
تاریكی و سایه موت، آن را به تصّرف آورند. ابر بر آن ساكن شود. كسوفات روز آن را بترساند.
۶
و آن شب را ظلمت غلیظ فرو گیرد و در میان روزهای سال شادی نكند، و به شماره ماهها داخل نشود.
۷
اینك آن شب نازاد باشد و آواز شادمانی در آن شنیده نشود.
۸
لعنت كنندگانِ روز، آن را نفرین نمایند، كه در برانگیزانیدن لِویاتان ماهر میباشند.
۹
ستارگان شفق آن، تاریك گردد و انتظار نور بكشد و نباشد، و مژگان سحر را نبیند،
۱۰
چونكه درهای رحم مادرم را نبست، و مشقّت را از چشمانم مستور نساخت.
Settings