ارمیا ۳۸:۹-۱۳
۹
«كه ای آقایم پادشاه، این مردان در آنچه به ارمیای نبی كرده و او را به سیاهچال انداختهاند، شریرانه عمل نمودهاند و او در جایی كه هست از گرسنگی خواهد مرد، زیرا كه در شهر هیچ نان باقی نیست.»
۱۰
پس پادشاه به عبدملك حبشی امر فرموده، گفت: «سی نفر از اینجا همراه خود بردار و ارمیای نبی را قبل از آنكه بمیرد از سیاهچال برآور.»
۱۱
پس عبدملك آن كسان را همراه خود برداشته، به خانه پادشاه از زیر خزانه داخل شد و از آنجا پارچههای مندرس و رقعههای پوسیده گرفته،آنها را با ریسمانها به سیاهچال نزد ارمیا فروهشت.
۱۲
و عبدملك حبشی به ارمیا گفت: «این پارچههای مندرس و رقعههای پوسیده را زیر بغل خود در زیر ریسمانها بگذار.» و ارمیاچنین كرد.
۱۳
پس ارمیا را با ریسمانها كشیده، او را از سیاهچال برآوردند و ارمیا در صحن زندان ساكن شد.
Settings