هوشع ۱۱:۱-۸
۱
هنگامی كه اسرائیل طفل بود، او را دوست داشتم و پسر خود را از مصر خواندم.
۲
هر قدر كه ایشان را بیشتر دعوت كردند، بیشتر از ایشان دور رفتند و برای بعلیم قربانی گذرانیدند و به جهت بتهای تراشیده بخور سوزانیدند.
۳
و من راه رفتن را به افرایم تعلیم دادم و او را به بازوها برداشتم، اما ایشان ندانستند كه من ایشان را شفا دادهام.
۴
ایشان را به ریسمانهای انسان و به بندهای محبت جذب نمودم و به جهت ایشان مثل كسانی بودم كه یوغ را از گردنایشان برمیدارند و خوراك پیش روی ایشان نهادم.
۵
به زمین مصر نخواهد برگشت، اما آشور پادشاه ایشان خواهد شد چونكه از بازگشت نمودن ابا كردند.
۶
شمشیر بر شهرهایش هجوم خواهد آورد و پشتبندهایش را به سبب مشورتهای ایشان معدوم و نابود خواهد ساخت.
۷
و قوم من جازم شدند كه از من مرتدّ گردند. و هر چند ایشان را بسوی حضرت اعلی دعوت نمایند، لكن كسی خویشتن را برنمیافرازد.
۸
ای افرایم چگونه تو را ترك كنم و ای اسرائیل چگونه تو را تسلیم نمایم؟ چگونه تو را مثل اَدْمَه نمایم و تو را مثل صبوئیم سازم؟ دل من در اندرونم منقلب شده و رقّتهای من با هم مشتعل شده است.
Settings