پیدایش ۱۹:۱۸-۲۲
۱۸
لوط بدیشان گفت: «ای آقا چنین مباد!
۱۹
همانا بندهات در نظرت التفات یافته است و احسانی عظیم به من كردی كه جانم را رستگار ساختی، و من قدرت آن ندارم كه به كوه فرار كنم، مبادا این بلا مرا فرو گیرد و بمیرم.
۲۰
اینك این شهر نزدیك است تا بدان فرار كنم، و نیز صغیر است. اِذن بده تا بدان فرار كنم. آیا صغیر نیست، تا جانم زنده ماند.»
۲۱
بدو گفت: «اینك در این امر نیز تو را اجابت فرمودم، تا شهری را كه سفارش آن را نمودی، واژگون نسازم.
۲۲
بدان جا بزودی فرار كن، زیرا كه تا تو بدانجا نرسی، هیچ نمیتوانم كرد.» از این سبب آن شهر مسمّی به صوغر شد.
Settings