عزرا ۱۰:۲-۱۲
۲
و شَكَنْیا ابن یحئیل كه از بنیعیلام بود جواب داد و به عَزْرا گفت: «ما به خدای خویش خیانت ورزیده، زنان غریب از قومهای زمین گرفتهایم؛ لیكن الا´ن امیدی برای اسرائیل در این باب باقی است.
۳
پس حال با خدای خویش عهد ببندیم كه آن زنان و اولاد ایشان را برحسب مشورت آقایم و آنانی كه از امر خدای ما میترسند دور كنیم و موافق شریعتعمل نماییم.
۴
برخیز زیرا كه این كار تو است و ما با تو میباشیم. پس قویدل باش و به كار بپرداز.»
۵
آنگاه عَزْرا برخاسته، رؤسای كَهَنَه و لاویان و تمامی اسرائیل را قَسَم داد كه برحسب این سخن عمل نمایند، پس قسم خوردند.
۶
و عَزْرا از پیش روی خانه خدا برخاسته، به حُجْره یهُوحانان بن الیاشیب رفت و نان نخورده و آب ننوشیده، به آنجا رفت، زیرا كه به سبب تقصیر اسیران ماتم گرفته بود.
۷
و به همه اسیرانْ در یهودا و اورشلیم ندا دردادند كه به اورشلیم جمع شوند.
۸
و هر كسی كه تا روز سوّم، برحسب مشورت سروران و مشایخ حاضر نشود، اموال او ضبط گردد و خودش از جماعت اسیران جدا شود.
۹
پس در روز سوّم كه روز بیستم ماه نهم بود، همه مردان یهودا و بنیامین در اورشلیم جمع شدند و تمامی قوم در سِعَه خانه خدا نشستند. و به سبب این امر و به سبب باران، سخت میلرزیدند.
۱۰
آنگاه عَزْرای كاهن برخاسته، به ایشان گفت: «شما خیانت ورزیده و زنان غریب گرفته، جرم اسرائیل را افزودهاید.
۱۱
پس الا´ن یهُوه خدای پدران خود را تمجید نمایید و به اراده او عمل كنید و خویشتن را از قومهای زمین و از زنان غریب جدا سازید.»
۱۲
تمامی جماعت به آواز بلند جواب دادند و گفتند: «چنانكه به ما گفتهای همچنان عمل خواهیم نمود.
Settings