دوم پادشاهان ۱۱:۱۰-۱۶
۱۰
و كاهن نیزهها و سپرها را كه از آن داود پادشاه و در خانۀ خداوند بود، به یوزباشیها داد.
۱۱
و هر یكی از شاطران، سلاح خود را به دست گرفته، از طرفراست خانه تا طرف چپ خانه به پهلوی مذبح و به پهلوی خانه، به اطراف پادشاه ایستادند.
۱۲
و او پسر پادشاه را بیرون آورده، تاج بر سرش گذاشت، و شهادت را به او داد و او را به پادشاهی نصب كرده، مسح نمودند و دستك زده، گفتند: «پادشاه زنده بماند.»
۱۳
و چون عَتَلْیا آواز شاطران و قوم را شنید، نزد قوم به خانۀ خداوند داخل شد.
۱۴
و دید كه اینك پادشاه بر حسب عادت، نزد ستون ایستاده. و سروران و كَرِنّانوازان نزد پادشاه بودند و تمامی قوم زمین شادی میكردند و كَرِنّاها را مینواختند. پس عَتَلْیا لباس خود را دریده، صدا زد كه خیانت! خیانت!
۱۵
و یهُویاداعِ كاهن، یوزباشیها را كه سرداران فوج بودند، امر فرموده، ایشان را گفت: «او را از میان صفها بیرون كنید و هر كه از عقب او برود، به شمشیر كشته شود.» زیرا كاهن فرموده بود كه در خانۀ خداوند كشته نگردد.
۱۶
پس او را راه دادند و از راهی كه اسبان به خانۀ پادشاه میآمدند، رفت و در آنجا كشته شد.
Settings