دوم تواریخ ۳۵:۲۰-۲۴
۲۰
بعد از همۀ این امور چون یوشیا هیكل را آماده كرده بود، نَكُو پادشاه مصر برآمد تا با كَرْكَمیش نزد نهر فرات جنگ كند. و یوشیا به مقابلۀ او بیرون رفت.
۲۱
و (نَكُو) قاصدان نزد او فرستاده، گفت: «ای پادشاه یهودا مـرا با تو چـه كار است؟ من امروز به ضد تو نیامـدهام بلكه به ضد خاندانـی كه با آن محاربه مینمایـم. و خـدا مرا امر فرموده است كه بشتابم. پس از آن خدایی كه با من است، دست بردار مبادا تو را هلاك سازد.»
۲۲
لیكن یوشیا روی خود را از او برنگردانید، بلكه خویشتن را مُتِنَكِّر ساخت تا با وی جنگ كند؛ و به كلام نكو كه از جانب خدا بود گوش نگرفته، به قصد مقاتله به میدان مَجِدُّو درآمد.
۲۳
و تیراندازان بر یوشیا پادشاه تیر انداختند و پادشاه به خادمان خود گفت: «مرا بیرون برید زیرا كه سخت مجروح شدهام.»
۲۴
پس خادمانش او را از ارابهاش گرفتند و بر ارابۀ دومین كه داشت سوار كرده، به اورشلیم آوردند. پس وفات یافته، در مقبرۀ پدران خود دفن شد، و تمامی یهودا و اورشلیم برای یوشیا ماتم گرفتند.
Settings