اول پادشاهان ۱۲:۲۶-۳۰
۲۶
و یرُبْعام در دل خود فكر كرد كه «حال سلطنت به خاندان داود خواهد برگشت،
۲۷
اگر این قوم به جهت گذرانیدن قربانیها به خانۀ خداوند به اورشلیم بروند، همانا دل این قوم به آقای خویش، رَحُبْعام، پادشاه یهودا خواهد برگشت و مرا به قتل رسانیده، نزد رَحُبْعام، پادشاه یهودا خواهند برگشت.»
۲۸
پس پادشاه مشورت نموده، دو گوسالۀ طلا ساخت و به ایشان گفت: «برای شما رفتن تا به اورشلیم زحمت است؛ هان ای اسرائیل خدایان تو كه تو را از زمین مصر برآوردند!»
۲۹
و یكی را در بیتئیل گذاشت و دیگری را در دان قرار داد.
۳۰
و این امر باعث گناه شد و قوم پیش آن یك تا دان میرفتند.
Settings