اول پادشاهان ۱:۵-۹
۵
آنگاه اَدُنیا پسر حَجِّیت، خویشتن را برافراشته، گفت: «من سلطنت خواهم نمود.» و برای خود ارابهها و سواران و پنجاه نفر را كه پیش روی وی بدوند، مهیا ساخت.
۶
و پدرش او را در تمامی ایام عمرش نرنجانیده، و نگفته بود چرا چنین و چنان میكنی، و او نیز بسیار خوشاندام بود و مادرش او را بعد از اَبْشالوم زاییده بود.
۷
و با یوآب بن صَرُویه و ابیاتار كاهن مشورت كرد و ایشان اَدُنیا را اعانت نمودند.
۸
و اما صادوق كاهن و بَنایاهُو ابن یهُویاداع و ناتان نبی و شِمْعِی و رِیعی و شجاعانی كه از آن داود بودند، با اَدُنیا نرفتند.
۹
و اَدُنیا گوسفندان و گاوان و پرواریها نزد سنگ زُوحَلَت كه به جانب عین روجَل است، ذبحنمود، و تمامی برادرانش، پسران پادشاه را با جمیع مردان یهودا كه خادمان پادشاه بودند، دعوت نمود.
Settings