اول پادشاهان ۱:۴۱-۴۵
۴۱
و اَدُنیا و تمامی دعوت شدگانی كه با او بودند، چون از خوردن فراغت یافتند، این را شنیدند و چون یوآب آواز كَرِنّا را شنید، گفت: «چیست این صدای اضطراب در شهر؟»
۴۲
و چون او هنوز سخن میگفت، اینك یوناتان بن ابیاتارِ كاهن رسید و اَدُنیا گفت: «بیا زیرا كه تو مرد شجاع هستی و خبر نیكو میآوری.»
۴۳
یوناتان در جواب اَدُنیا گفت: «به درستی كه آقای ما، داودِ پادشاه، سلیمان را پادشاه ساخته است.
۴۴
و پادشاه، صادوق كاهن و ناتان نبی و بَنایاهُو ابن یهُویاداع و كَرِیتیان و فِلِیتیان را با او فرستاده، او را بر قاطر پادشاه سوار كردهاند.
۴۵
و صادوق كاهن و ناتان نبی، او را در جِیحُون به پادشاهی مسح كردهاند و از آنجا شادی كنان برآمدند، چنانكه شهر به آشوب درآمد. و این است صدایی كه شنیدید.
Settings