Jonadab
همچنین شناختهشده به: Jonathan
آیاتی که از Jonadab نام میبرند
و اَمْنُون رفیقی داشت كه مسمّی به یوناداب بن شَمْعی، برادر داود، بود؛ و یوناداب مردی بسیار زیرك بود.
و یوناداب وی را گفت: «بر بستر خود خوابیده، تمارض نما و چون پدرت برای عیادت تو بیاید، وی را بگو: تمنّا این كه خواهر من تامار بیاید و مرا خوراك بخوراند و خوراك را در نظر من حاضر سازد تا ببینم و از دست وی بخورم.»
اما یوناداب بن شَمْعی برادر داود متوجه شده، گفت: «آقایم گمان نبرد كه جمیع جوانان، یعنی پسران پادشاه كشته شدهاند، زیرا كه اَمْنُون تنها مرده است چونكه این، نزد اَبْشالوم مقرر شده بود از روزی كه خواهرش تامار را ذلیل ساخته بود.
و یوناداب به پادشاه گفت: «اینك پسران پادشاه میآیند. پس به طوری كه بندهات گفت، چنان شد.»
و چون اسرائیل را به ننگ آورد، یوناتان بن شَمْعی، برادر داود، او را كشت.
و چون او اسرائیل را به تنگ آورد، یهُوناتان بن شِمْعا برادر داود او را كُشت.
و یهُوناتان عموی داود مشیر و مرد دانا و فقیه بود و یحیئیل بن حَكْمُونی همراه پسران پادشاه بود.