Amos
آیاتی که از Amos نام میبرند
کلمات عاموس که از شبانان تقوع بود و آنها را در ایام عزیا، پادشاه یهودا و ایام یربعام بن یوآش، پادشاه اسرائیل در سال قبل از زلزله در باره اسرائیل دید.
و خداوند مرا گفت: «ای عاموس چه میبینی؟» گفتم: «شاقولی.» خداوند فرمود: «اینك من شاقولی در میان قوم خود اسرائیل میگذارم و بار دیگر از ایشان درنخواهم گذشت.
و اَمَصیای كاهنِ بیت ئیل نزد یرُبعام پادشاه اسرائیل فرستاده، گفت: «عاموس در میان خاندان اسرائیل بر تو فتنه میانگیزد و زمین سخنان او را متحمل نتواند شد.
زیرا عاموس چنین میگوید: یرُبعام به شمشیر خواهد مرد و اسرائیل از زمین خود البته به اسیری خواهد رفت.»
و اَمَصیا به عاموس گفت: «ای رایی برو و به زمین یهودا فرار كن و در آنجا نان بخور و در آنجانبوّت كن.
عاموس در جواب اَمَصیا گفت: «من نه نبی هستم و نه پسر نبی بلكه رمهبان بودم و انجیرهای برّی را میچیدم.
و گفت: «ای عاموس چه میبینی؟» من جواب دادم كه «سبدی از میوه.» و خداوند به من گفت: «انتها بر قوم من اسرائیل رسیده است و از ایشان دیگر درنخواهم گذشت.»