پرش به محتوا

Aaron

331 آیه · 9 عضو خانواده

آیاتی که از Aaron نام می‌برند

پالایش بر اساس کتاب
  1. و قوچ‌ را ذبح‌ كرده‌، ازخونش‌ بگیر و به‌ نرمۀ گوش‌ راست‌ هارون‌، و به‌ نرمۀ گوش‌ پسرانش‌، و به‌ شست‌ دست‌ راست‌ ایشان‌، و به‌ شست‌ پای‌ راست‌ ایشان‌، بگذار، و باقی‌ خون‌ را گرداگرد مذبح‌ بپاش‌.

  2. و از خونی‌ كه‌ بر مذبح‌ است‌، و از روغن‌ مسح‌ گرفته‌، آن‌ را بر هارون‌ و رخت‌ وی‌ و بر پسرانش‌ و رخت‌ پسرانش‌ با وی‌ بپاش‌، تا او و رختش‌ و پسرانش‌ و رخت‌ پسرانش‌ با وی‌ تقدیس‌ شوند.

  3. و این‌ همه‌ را به‌ دست‌ هارون‌ و به‌ دست‌ پسرانش‌ بنه‌، و آنها را برای‌ هدیۀ جنبانیدنی‌ به‌ حضور خداوند بجنبان‌.

  4. و سینۀ قوچِ قربانی تخصیص‌ را كه‌ برای‌ هارون‌ است‌ گرفته‌، آن‌ را برای‌ هدیۀ جنبانیدنی‌ به‌ حضور خداوند بجنبان‌. و آن‌ حصۀ تو می‌باشد.

  5. و سینۀ جنبانیدنی‌ و ساق‌ رفیعه‌ را كه‌ از قوچ‌ قربانی تخصیصِ هارون‌ و پسرانش‌ جنبانیده‌، و برداشته‌ شد، تقدیس‌ نمای‌.

  6. و آن‌ از آنِ هارون‌ و پسرانش‌ از جانب‌ بنی‌اسرائیل‌ به‌ فریضۀ ابدی‌ خواهد بود، زیرا كه‌ هدیۀ رفیعه‌ است‌ و هدیۀ رفیعه‌ از جانب‌ بنی‌اسرائیل‌ از قربانی‌های‌ سلامتی‌ ایشان‌ برای‌ خداوند خواهد بود.

  7. و رخت‌ مقدس‌ هارون‌ بعد از او، از آن‌ پسرانش‌خواهد بود، تا در آنها مسح‌ و تخصیص‌ شوند.

  8. و هارون‌ و پسرانش‌ گوشت‌ قوچ‌ را با نانی‌ كه‌ در سبد است‌، به‌ در خیمۀ اجتماع‌ بخورند.

  9. « همچنان‌ به‌ هارون‌ و پسرانش‌ عمل‌ نما، موافق‌ آنچه‌ به‌ تو امر فرموده‌ام‌، هفت‌ روز ایشان‌ را تخصیص‌ نما.

  10. و خیمۀ اجتماع‌ و مذبح‌ را مقدس‌ می‌كنم‌، و هارون‌ و پسرانش‌ را تقدیس‌ می‌كنم‌ تا برای‌ من‌ كهانت‌ كنند.

  11. و هر بامداد هارون‌ بخور معطر بر روی‌ آن‌ بسوزاند، وقتی‌ كه‌ چراغها را می‌آراید، آن‌ را بسوزاند.

  12. و در عصر چون‌ هارون‌ چراغها را روشن‌ می‌كند، آن‌ را بسوزاند تا بخور دائمی‌ به‌ حضور خداوند در نسلهای‌ شما باشد.

  13. و هارون‌ سالی‌ یك‌ مرتبه‌ بر شاخهایش‌ كفاره‌ كند، به‌ خون‌ قربانی‌ گناه‌ كه‌ برای‌ كفاره‌ است‌، سالی‌ یك‌ مرتبه‌ بر آن‌ كفاره‌ كند در نسلهای‌ شما، زیرا كه‌ آن‌ برای‌ خداوند قدس‌اقداس‌ است‌.»

  14. و هارون‌ و پسرانش‌ دست‌ و پای‌ خود را از آن‌ بشویند.

  15. و هارون‌ و پسرانش‌ را مسح‌ نموده‌، ایشان‌ را تقدیس‌ نما، تا برای‌ من‌ كهانت‌ كنند.

  16. و لباس‌ خدمت‌ و لباس‌ مقدّس‌ برای‌ هارون‌ كاهن‌، و لباس‌ پسرانش‌ بجهت‌ كهانت‌،

  17. و چون‌ قوم‌ دیدند كه‌ موسی‌ در فرود آمدن‌ از كوه‌ تأخیر نمود، قوم‌ نزد هارون‌ جمع‌ شده‌، وی‌ را گفتند: «برخیز و برای‌ ما خدایان‌ بساز كه‌ پیش‌ روی‌ ما بخرامند، زیرا این‌ مرد، موسی‌، كه‌ ما را از زمین‌ مصر بیرون‌ آورد، نمی‌دانیم‌ او را چه‌ شده‌ است‌.»

  18. هارون‌ بدیشان‌ گفت‌: «گوشواره‌های‌ طلا را كه‌ در گوش‌ زنان‌ و پسران‌ و دختران‌ شماست‌، بیرون‌ كرده‌، نزد من‌ بیاورید.»

  19. پس‌ تمامی‌ قومْ گوشواره‌های‌ زرین‌ را كه‌ در گوشهای‌ ایشان‌ بود بیرون‌ كرده‌، نزد هارون‌ آوردند.

  20. و چون‌ هارون‌ این‌ را بدید، مذبحی‌ پیش‌ آن‌ بنا كرد و هارون‌ ندا درداده‌، گفت‌: «فردا عید یهوه‌ می‌باشد.»

  21. و موسی‌ به‌ هارون‌ گفت‌: «این‌ قوم‌ به‌ تو چه‌ كرده‌ بودند كه‌ گناه‌ عظیمی‌ بر ایشان‌ آوردی‌؟»

  22. هارون‌ گفت‌: «خشم‌ آقایم‌ افروخته‌ نشود، تو این‌ قوم‌ را می‌شناسی‌ كه‌ مایل‌ به‌ بدی‌ می‌باشند.

  23. و چون‌ موسی‌ قوم‌ را دید كه‌ بی‌لگام‌ شده‌اند، زیرا كه‌ هارون‌ ایشان‌ را برای‌ رسوایی‌ ایشان‌ در میان‌ دشمنان‌ ایشان‌ بی‌لگام‌ ساخته‌ بود،

  24. و خداوند قوم‌ را مبتلا ساخت‌ زیرا گوساله‌ای‌ را كه‌ هارون‌ ساخته‌ بود، ساخته‌ بودند.

  25. اما هارون‌ و جمیع‌ بنی‌اسرائیل‌ موسی‌ را دیدند كه‌ اینك‌ پوست‌ چهرۀ او می‌درخشد. پس‌ ترسیدند كه‌ نزدیك‌ او بیایند.