مزامیر۸۱
Listen to this chapter
0:00
0:00
۱
{برای سالار مغنیان برجتّیت. مزمور آساف.} ترنّم نمایید برای خدایی که قوّت ماست. برای خدای یعقوب آواز شادمانی دهید!
۲
سرود را بلند کنید و دف را بیاورید و بربط دلنواز را با رباب!
۳
کَرِنّا را بنوازید در اوّل ماه، در ماه تمام و در روز عید ما.
۴
زیرا که این فریضهای است در اسرائیل و حکمی ازخدای یعقوب.
۵
این را شهادتی در یوسف تعیین فرمود، چون بر زمین مصر بیرون رفت، جایی که لغتی را که نفهمیده بودم شنیدم،
۶
دوشِ او را از بار سنگین آزاد ساختم و دستهای او از سبد رها شد.
۷
در تنگی استدعا نمودی و تو را خلاصی دادم. در سِترِ رعد، تو را اجابت کردم و تو را نزد آب مَریبَه امتحان نمودم. سلاه.
۸
ای قوم من بشنو و تو را تأکید میکنم. و ای اسرائیل اگر به من گوش دهی.
۹
در میان تو خدای غیر نباشد و نزدِ خدای بیگانه سجده منما.
۱۰
من یَهُوَه خدای تو هستم که تو را از زمین مصر برآوردم. دهان خود را نیکو باز کن و آن را پر خواهم ساخت.
۱۱
لیکن قوم من سخن مرا نشنیدند و اسرائیل مرا ابا نمودند.
۱۲
پس ایشان را به سختیِ دلشان ترک کردم که به مشورتهای خود سلوک نمایند.
۱۳
ای کاش که قوم من به من گوش میگرفتند و اسرائیل در طریقهای من سالک میبودند.
۱۴
آنگاه دشمنان ایشان را بزودی به زیر میانداختم و دست خود را برخصمان ایشان برمیگردانیدم.
۱۵
آنانی که از خداوند نفرت دارند بدو گردن مینهادند. امّا زمان ایشان باقی میبود تا ابدالآباد.
۱۶
ایشان را به نیکوترین گندم میپرورد؛ و تو را به عسل از صخره سیر میکردم.
Use ← → arrow keys to navigate
Settings
Reading Style
Typeface
Font Size px
Options
Study Note