مزامیر۱۳۷
Listen to this chapter
0:00
0:00
۱
نزد نهرهای بابل آنجا نشستیم و گریه نیز کردیم، چون صهیون را به یاد آوردیم.
۲
بربطهای خود را آویختیم بر درختان بید که در میان آنها بود.
۳
زیرا آنانی که ما را به اسیری برده بودند، در آنجا از ما سرود خواستند؛ و آنانی که ما را تاراج کرده بودند، شادمانی {خواستند} که یکی از سرودهای صهیون را برای ما بسرایید.
۴
چگونه سرود خداوند را، در زمین بیگانه بخوانیم؟
۵
اگر تو را ای اورشلیم فراموش کنم، آنگاه دست راست من فراموش کند.
۶
اگر تو را به یاد نیاورم، آنگاه زبانم به کامم بچسبد، اگر اورشلیم را بر همهٔ شادمانی خود ترجیح ندهم.
۷
ای خداوند، روز اورشلیم را برای بنیادوم به یاد آور، که گفتند، منهدم سازید، تا بنیادش منهدم سازید!
۸
ای دختر بابل که خراب خواهی شد، خوشابحال آنکه به تو جزا دهد چنانکه تو به ما جزا دادی!
۹
خوشابحال آنکه اطفال تو را بگیرد و ایشان را به صخرهها بزند.
Use ← → arrow keys to navigate
Settings
Reading Style
Typeface
Font Size px
Options
Study Note