خروج۲۴
Listen to this chapter
0:00
0:00
۱
و به موسی گفت: «نزد خداوند بالا بیا، تو و هارون و ناداب و اَبِیهُو و هفتاد نفر از مشایخ اسرائیل و از دور سجده كنید.
۲
و موسی تنها نزدیك خداوند بیاید و ایشان نزدیك نیایند و قوم همراه او بالا نیایند.»
۳
پس موسی آمده، همۀ سخنان خداوند و همۀ این احكام را به قوم باز گفت و تمامی قوم به یك زبان در جواب گفتند: «همۀ سخنانی كه خداوند گفته است، بجا خواهیم آورد.»
۴
و موسی تمامی سخنان خداوند را نوشت و بامدادان برخاسته، مذبحی در پای كوه و دوازده ستون، موافق دوازده سبط اسرائیل بنا نهاد.
۵
و بعضی از جوانان بنیاسرائیل را فرستاد و قربانیهای سوختنی گذرانیدندو قربانیهای سلامتی از گاوان برای خداوند ذبح كردند.
۶
و موسی نصف خون را گرفته، در لگنها ریخت و نصف خون را بر مذبح پاشید،
۷
و كتاب عهد را گرفته، به سمع قوم خواند. پس گفتند: «هر آنچه خداوند گفته است، خواهیم كرد و گوش خواهیم گرفت.»
۸
و موسی خون را گرفت و بر قوم پاشیده، گفت: «اینك خون آن عهدی كه خداوند بر جمیع این سخنان با شما بسته است.»
۹
و موسی با هارون و ناداب و ابیهو و هفتاد نفر از مشایخ اسرائیل بالا رفت.
۱۰
و خدای اسرائیل را دیدند، و زیر پایهایش مثل صنعتی از یاقوت كبود شفاف و مانند ذات آسمان در صفا.
۱۱
و بر سروران بنیاسرائیل دست خود را نگذارد، پس خدا را دیدند و خوردند و آشامیدند.
۱۲
و خداوند به موسی گفت: «نزد من به كوه بالا بیا، و آنجا باش تا لوحهای سنگی و تورات و احكامی را كه نوشتهام تا ایشان را تعلیم نمایی، به تو دهم.»
۱۳
پس موسی با خادم خود یوشع برخاست، و موسی به كوه خدا بالا آمد.
۱۴
و به مشایخ گفت: «برای ما در اینجا توقف كنید، تا نزد شما برگردیم؛ همانا هارون و حور با شما میباشند. پس هر كه امری دارد، نزد ایشان برود.»
۱۵
و چون موسی به فراز كوه برآمد، ابر كوه را فرو گرفت.
۱۶
و جلال خداوند بر كوه سینا قرار گرفت، و شش روز ابر آن را پوشانید، و روز هفتمین، موسی را از میان ابر ندا درداد.
۱۷
و منظر جلال خداوند ، مثل آتش سوزنده در نظر بنیاسرائیل بر قله كوه بود.
۱۸
و موسی به میان ابر داخل شده، به فراز كوه برآمد. و موسی چهل روز و چهل شب در كوه ماند.
Use ← → arrow keys to navigate
Settings
Reading Style
Typeface
Font Size px
Options
Study Note