Skip to content
مزامیر ۸۹:۱-۱۸

مزامیر ۸۹:۱-۱۸

۱
{قصیدهٔ ایتانِ ازراحی} رحمتهای خداوند را تا به ابد خواهم سرایید. امانت تو را به دهان خود نسلاً بعد نسل اعلام خواهم کرد.
۲
زیرا گفتم رحمت بنا خواهد شد تا ابدالآباد و امانت خویش را در افلاک پایدار خواهی ساخت.
۳
با برگزیدهٔ خود عهد بستهام. برای بندهٔ خویش داود قسم خورده‌ام.
۴
که ذریّت تو را پایدار خواهم ساخت تا ابدالآباد و تخت تو را نسلاً بعد نسل بنا خواهم نمود، سلاه.
۵
و آسمانها کارهای عجیب تو را ای خداوند تمجید خواهند کرد و امانت تو را در جماعت مقدّسان.
۶
زیرا کیست در آسمانها که با خداوند برابری تواند کرد؟ و از فرزندان زورآوران کِه را با خداوند تشبیه توان نمود؟
۷
خدا بی‌نهایت مهیب است در جماعت مقدّسان و ترسناک است بر آنانی که گرداگرد او هستند.
۸
ای یهوه خدای لشکرها کیست ای یاه قدیر مانند تو؟ و امانت تو،تو را احاطه می‌کند.
۹
بر تکبر دریا تو مسلط هستی. چون امواجش بلند می‌شود، آنها را ساکن می‌گردانی.
۱۰
رهب را مثل کشته شده خرد شکستهای. به بازوی زورآور خویش دشمنانت را پراکنده نموده‌ای.
۱۱
آسمان از آن تو است و زمین نیز از آن تو. ربع مسکون و پری آن را تو بنیاد نهاده‌ای.
۱۲
شمال و جنوب را تو آفریده‌ای. تابور و حرمون به نام تو شادی می‌کنند.
۱۳
بازوی تو با قوّت است. دست تو زورآور است و دست راست تو متعال.
۱۴
عدالت و انصاف اساس تخت تو است. رحمت و راستی پیش روی تو می‌خرامند.
۱۵
خوشابحال قومی که آواز شادمانی را می‌دانند. در نور روی تو ای خداوند خواهند خرامید.
۱۶
در نام تو شادمان خواهند شد تمامیِ روز و در عدالت تو سرافراشته خواهند گردید.
۱۷
زیرا که فخر قوّت ایشان تو هستی و به رضامندیِ تو شاخ ما مرتفع خواهد شد.
۱۸
زیرا که سپر ما از آن خداوند است و پادشاه ما از آن قدوس اسرائیل.
Settings

Reading Style

Typeface

Font Size 19px

Options