Skip to content
مزامیر ۱۳۹:۱-۱۲

مزامیر ۱۳۹:۱-۱۲

۱
{برای سالار مغنّیان. مزمور داود} ای خداوند مرا آزموده و شناختهای.
۲
تو نشستن و برخاستن مرا می‌دانی و فکرهای مرا از دور فهمیده‌ای.
۳
راه و خوابگاه مرا تفتیش کرده‌ای و همهٔ طریق‌های مرا دانسته‌ای.
۴
زیرا که سخنی بر زبان من نیست، جز اینکه تو ای خداوند آن را تماماً دانسته‌ای.
۵
از عقب و از پیش مرا احاطه کرده‌ای و دست خویش را بر من نهاده‌ای.
۶
این گونه معرفت برایم زیاده عجیب است. و بلند است که بدان نمی‌توانم رسید.
۷
از روح تو کجا بروم؟ و از حضور تو کجا بگریزم؟
۸
اگر به آسمان صعود کنم، تو آنجا هستی! و اگر در هاویه بستر بگسترانم اینک، تو آنجا هستی!
۹
اگر بالهای سحر را بگیرم و در اقصای دریا ساکن شوم،
۱۰
در آنجا نیز دست تو مرا رهبری خواهد نمود و دست راست تو مرا خواهد گرفت.
۱۱
و گفتم، یقیناً تاریکی مرا خواهد پوشانید. که در حال شب گرداگرد من روشنایی گردید.
۱۲
تاریکی نیز نزد تو تاریک نیست و شب مثل روز روشن است و تاریکی و روشنایی یکی است.
Settings

Reading Style

Typeface

Font Size 19px

Options