متی ۲۰:۸-۱۵
۸
و چون وقت شام رسید، صاحب تاکستان به ناظر خود گفت، مزدوران را طلبیده، از آخرین گرفته تا اوّلین مزد ایشان را ادا کن.
۹
پس یازده ساعتیان آمده، هر نفری دیناری یافتند.
۱۰
و اوّلین آمده، گمان بردند که بیشتر خواهند یافت. ولی ایشان نیز هر نفری دیناری یافتند.
۱۱
امّا چون گرفتند، به صاحب خانه شکایت نموده،
۱۲
گفتند که، این آخرین، یک ساعت کار کردند و ایشان را با ما که متحمّل سختی و حرارت روز گردیدهایم مساوی ساختهای؟
۱۳
او در جواب یکی از ایشان گفت، ای رفیق بر تو ظلمی نکردم. مگر به دیناری با من قرار ندادی؟
۱۴
حقّ خود را گرفته برو. میخواهم بدین آخری مثل تو دهم.
۱۵
آیا مرا جایز نیست که از مال خود آنچه خواهم بکنم؟ مگر چشم تو بد است از آن رو که من نیکو هستم؟
Settings