لوقا ۲۲:۴-۶
۴
و او رفته با رؤسای کهنه و سرداران سپاه گفتگو کرد که چگونه او را به ایشان تسلیم کند.
۵
ایشان شاد شده، با او عهد بستند که نقدی به وی دهند.
۶
و او قبول کرده، در صدد فرصتی برآمد که اورا در نهانی از مردم به ایشان تسلیم کند.
متن کتاب مقدس: Old Persian Version (1895) · مالکیت عمومی
Settings