Skip to content
لوقا ۱۸:۱-۶

لوقا ۱۸:۱-۶

۱
و برای ایشان نیز مَثَلی آورد در اینکه می‌باید همیشه دعا کرد و کاهلی نورزید.
۲
پس گفت که، در شهری داوری بود که نه ترس از خدا و نه باکی از انسان می‌داشت.
۳
و در همان شهر بیوه زنی بود که پیش وی آمده می‌گفت، داد مرا از دشمنم بگیر.
۴
و تا مدّتی بهوی اعتنا ننمود؛ ولکن بعد از آن با خود گفت، هر چند از خدا نمی‌ترسم و از مردم باکی ندارم،
۵
لیکن چون این بیوه زن مرا زحمت می‌دهد، به داد او می‌رسم، مبادا پیوسته آمده، مرا به رنج آورد.
۶
خداوند گفت، بشنوید که این داور بی‌انصاف چه می‌گوید؟
Settings

Reading style

Typeface

Font size 19px

Reading width 75 chars

Options