مراثی ارمیا ۳:۴۸-۵۴
۴۸
به سبب هلاكت دختر قوم من، نهرهای آب از چشمانم میریزد.
۴۹
چشم من بلا انقطاع جاری است و باز نمیایستد.
۵۰
تا خداوند از آسمـان ملاحظه نماید و ببیند.
۵۱
چشمانم به جهت جمیع دختران شهرم، جان مرا میرنجاند.
۵۲
آنانی كه بیسبب دشمن منند، مرا مثل مرغ بشدّت تعاقب مینمایند.
۵۳
جان مرا در سیاهچال منقطع ساختند و سنگها بر من انداختند.
۵۴
آبها از سر من گذشت پس گفتم: منقطع شدم.
Settings