مراثی ارمیا ۱:۱-۴
۱
چگونه شهری كه پر از مخلوق بود منفرد نشسته است! چگونه آنكه در میان امّتها بزرگ بود مثل بیوهزن شده است! چگونه آنكه در میان كشورها ملكه بود خراجگذار گردیده است!
۲
شبانگاه زارزار گریه میكند و اشكهایش بر رخسارهایش میباشد. از جمیع محبّانش برای وی تسلّی دهندهای نیست. همه دوستانش بدو خیانت ورزیده، دشمن او شدهاند.
۳
یهودا به سبب مصیبت و سختی بندگی، جلای وطن شده است. در میان امّتها نشسته، راحت نمییابد و جمیع تعاقبكنندگانش در میان جایهای تنگ به او در رسیدهاند.
۴
راههای صهیون ماتم میگیرند، چونكه كسی به عیدهای او نمیآید. همه دروازههایش خراب شده، كاهنانش آه میكشند. دوشیزگانش در مرارت میباشند و خودش در تلخی.
Settings