پرش به محتوا
داوران ۹:۷

داوران ۹:۷

نمایش آیهٔ ۷ همراه با بافت پیرامون.
۴
و هفتاد مثقال‌ نقره‌ از خانۀ بعل‌ بَرِیت‌ به‌ او دادند، و اَبیمَلِك‌ مردان‌ مهمل‌ و باطل‌ را به‌ آن‌ اجیر كرد كه‌ او را پیروی‌ نمودند.
۵
پس‌ به‌ خانۀ پدرش‌ به‌ عُفْرَه‌ رفته‌، برادران‌ خود پسران‌ یرُبَّعْل‌ را كه‌ هفتاد نفر بودند بر یك‌ سنگ‌ بكشت‌؛ لیكن‌ یوتام‌ پسر كوچك‌ یرُبَّعْل‌ زنده‌ ماند، زیرا خود را پنهان‌ كرده‌ بود.
۶
و تمامی‌ اهل‌ شكیم‌ و تمامی‌ خاندان‌ مِلّو جمع‌ شده‌، رفتند، و اَبیمَلِك‌ را نزد بلوط‌ ستون‌ كه‌ در شكیم‌ است‌، پادشاه‌ ساختند.
۷
و چون‌ یوتام‌ را از این‌ خبر دادند، او رفته‌، به‌ سر كوه‌ جَرِزِّیم‌ ایستاد و آواز خود را بلند كرده‌، ندا در داد و به‌ ایشان‌ گفت‌: «ای‌ مردان‌ شكیم‌ مرا بشنوید تا خدا شما را بشنود.
۸
وقتی‌ درختان‌ رفتند تا بر خود پادشاهی‌ نصب‌ كنند؛ و به‌ درخت‌ زیتون‌ گفتند بر ما سلطنت‌ نما.
۹
درخت‌ زیتون‌ به‌ ایشان‌ گفت‌: آیا روغن‌ خود را كه‌ به‌ سبب‌ آن‌ خدا و انسان‌ مرا محترم‌ می‌دارند ترك‌ كنم‌ و رفته‌، بر درختان‌ حكمرانی‌ نمایم‌؟
۱۰
و درختان‌ به‌ انجیر گفتند كه‌ تو بیا و بر ما سلطنت‌ نما.
Settings

Reading Style

Typeface

Font Size 19px

Options