داوران ۸:۴-۱۲
۴
و جِدْعُون با آن سیصد نفر كه همراه او بودند به اُرْدُنّ رسیده، عبور كردند، و اگر چه خسته بودند، لیكن تعاقب میكردند.
۵
و به اهل سُكُّوتگفت: «تمنا این كه چند نان به رفقایم بدهید زیرا خستهاند، و من زَبَح و صَلْمُونَّع، ملوك مدیان را تعاقب میكنم.»
۶
سرداران سُكُّوت به وی گفتند: «مگر دستهای زَبَح و صَلْمُونَّع الا´ن در دست تو میباشد تا به لشكر تو نان بدهیم؟»
۷
جِدْعُون گفت: «پس چون خداوند زَبَح و صَلْمُونَّع را به دست من تسلیم كرده باشد، آنگاه گوشت شما را با شوك و خار صحرا خواهم درید.»
۸
و از آنجا به فَنُوعِیل برآمده، به ایشان همچنین گفت، و اهل فَنُوعِیل مثل جواب اهل سكّوت او را جواب دادند.
۹
و به اهل فَنُوعِیل نیز گفت: «وقتی كه به سلامت برگردم، این برج را منهدم خواهم ساخت.»
۱۰
و زَبَح و صَلْمُونَّع در قَرْقُورْ با لشكر خود به قدر پانزده هزار نفر بودند. تمامی بقیه لشكر بنیمشرق این بود، زیرا صد و بیست هزار مرد جنگی افتاده بودند.
۱۱
و جِدْعُون به راه چادرنشینان به طرف شرقی نُوبَح و یجْبَهاه برآمده، لشكر ایشان را شكست داد، زیرا كه لشكر مطمئن بودند.
۱۲
و زَبَح و صَلْمُونَّع فرار كردند و ایشان را تعاقب نموده، آن دو ملك مدیان یعنی زَبَح و صَلْمُونَّع را گرفت و تمامی لشكر ایشان را منهزم ساخت.
Settings