داوران ۸:۱۹-۲۱
۱۹
گفت: «ایشان برادرانم و پسران مادر من بودند؛ به خداوند حی قسم اگر ایشان را زنده نگاه میداشتید، شما را نمیكشتم.»
۲۰
و به نخستزادۀ خود، یتَر، گفت: «برخیز و ایشان را بكش.» لیكن آن جوان شمشیر خود را از ترس نكشید چونكه هنوز جوان بود.
۲۱
پس زَبَح و صَلْمُونَّع گفتند: «تو برخیز و ما را بكش زیرا شجاعت مرد مثل خود اوست.» پس جِدْعُون برخاسته، زَبَح و صَلْمُونَّع را بكشت و هلالهایی كه بر گردن شتران ایشان بود، گرفت.
Settings