ایوب ۳۲:۶-۲۲
۶
و الیهو ابن بركئیل بوزی به سخن آمده، گفت: «من در عمر صغیر هستم، و شما موسفید. بنابراین ترسیده، جرأت نكردم كه رأی خود را برای شما بیان كنم.
۷
و گفتم روزها سخن گوید، و كثرت سالها، حكمت را اعلام نماید.
۸
لیكن در انسان روحی هست، و نفخه قادرمطلق، ایشان را فطانت میبخشد.
۹
بزرگان نیستند كه حكمت دارند، و نه پیران كه انصاف را میفهمند.
۱۰
بنابراین میگویم كه مرا بشنو و من نیز رأی خود را بیان خواهم نمود.
۱۱
اینك از سخن گفتن با شما درنگ نمودم، و بَراهینِ شما را گوش گرفتم، تا سخنان را كاوِش گردید.
۱۲
و من در شما تأمّل نمودم و اینك كسی از شما نبود كه ایوب را ملزم سازد. یا سخنان او راجواب دهد.
۱۳
مبادا بگویید كه حكمت را دریافت نمودهایم، خدا او را مغلوب میسازد و نه انسان.
۱۴
زیرا كه سخنان خود را به ضّد من ترتیب نداده است، و به سخنان شما او را جواب نخواهم داد.
۱۵
ایشان حیران شده، دیگر جواب ندادند، و سخن از ایشان منقطع شد.
۱۶
پس آیا من انتظار بكشم چونكه سخن نمیگویند؟ و ساكت شده، دیگر جواب نمیدهند؟
۱۷
پس من نیز از حصّه خود جواب خواهم داد، و من نیز رأی خود را بیان خواهم نمود.
۱۸
زیرا كه از سخنان، مملّو هستم. و روحِ باطنِ من، مرا به تنگ میآورد.
۱۹
اینك دل من مثل شرابی است كه مفتوح نشده باشد، و مثل مشكهای تازه نزدیك است بتركد.
۲۰
سخن خواهم راند تا راحت یابم و لبهای خود را گشوده، جواب خواهم داد.
۲۱
حاشا از من كه طرفداری نمایم و به احدی كلام تملّقآمیز گویم.
۲۲
چونكه به گفتن سخنان تملّقآمیز عارف نیستم. والاّ خالقم مرا به زودی خواهد برداشت.
Settings