اشعیا ۷:۱-۶
۱
و در ایام آحاز بن یوتام بن عزّیا پادشاهیهودا، واقع شد كه رصین، پادشاه آرام و فقحبن رملیا، پادشاه اسرائیل، بر اورشلیم برآمدند تا با آن جنگ نمایند، امّا نتوانستند آن را فتح نمایند.
۲
و به خاندان داود خبر داده، گفتند كه اَرام در افرایم اردو زدهاند، و دل او و دل مردمانش بلرزید به طوری كه درختان جنگل از باد میلرزد.
۳
آنگاه خداوند به اشعیا گفت: «تو با پسر خود شآریاشوب به انتهای قنات بركه فوقانی به راه مزرعه گازر به استقبال آحاز بیرون شو.
۴
و وی را بگو: باحذر و آرام باش مترس و دلت ضعیف نشود از این دو دُمِ مشعلِ دودافشان، یعنی از شدّت خشم رصین و اَرام و پسر رملیا.
۵
زیرا كه ارام با افرایم و پسر رملیا برای ضرر تو مشورتكرده، میگویند:
۶
بر یهودا برآییم و آن را محاصره كرده، به جهت خویشتن تسخیر نماییم و پسر طبئیل را در آن به پادشاهی نصب كنیم.»
Settings