پیدایش ۲۹:۲۳-۳۱
۲۳
و واقع شد كه هنگام شام، دختر خود، لیه را برداشته، او را نزد وی آورد، و او به وی درآمد.
۲۴
و لابان كنیز خود زلفه را، به دختر خود لیه، به كنیزی داد.
۲۵
صبحگاهان دید، كه اینك لیه است! پس به لابان گفت: «این چیست كه به من كردی؟ مگربرای راحیل نزد تو خدمت نكردم؟ چرا مرا فریب دادی؟»
۲۶
لابان گفت: «در ولایت ما چنین نمیكنند كه كوچكتر را قبل از بزرگتر بدهند.
۲۷
هفتۀ این را تمام كن و او را نیز به تو میدهیم، برای هفت سال دیگر كه خدمتم بكنی. »
۲۸
پس یعقوب چنین كرد، و هفتۀ او را تمام كرد، و دختر خود، راحیل را به زنی بدو داد.
۲۹
و لابان، كنیز خود، بلهه را به دختر خود، راحیل به كنیزی داد.
۳۰
و به راحیل نیز درآمد و او را از لیه بیشتر دوست داشتی، و هفت سال دیگر خدمت وی كرد.
۳۱
و چون خداوند دید كه لیه مكروه است، رحم او را گشود. ولی راحیل، نازاد ماند.
متن کتاب مقدس: Old Persian Version (1895) · مالکیت عمومی
Settings