تثنیه ۱:۲۰-۴۶
۲۰
و به شما گفتم: «به كوهستان اموریانی كه یهُوَه خدای ما به ما میدهد، رسیدهاید.
۲۱
اینك یهُوَه خدای تو، این زمین را پیش روی تو گذاشته است، پس برآی و چنانكه یهُوَه خدای پدرانت به تو گفته است، آن را به تصرف آور و ترسان و هراسان مباش.»
۲۲
آنگاه جمیع شما نزد من آمده، گفتید: «مردانِ چند، پیش روی خود بفرستیم تا زمین را برای ما جاسوسی نمایند، و ما را از راهی كه باید برویم و از شهرهایی كه به آنها میرویم، خبر بیاورند.»
۲۳
و این سخن مرا پسند آمد، پس دوازده نفر از شما، یعنی یكی را از هر سبط گرفتم،
۲۴
و ایشان متوجه راه شده، به كوه برآمدند و به وادی اَشْكُول رسیده، آن را جاسوسی نمودند.
۲۵
و از میوه زمین به دست خود گرفته، آن را نزد ما آوردند، و ما را مخبر ساخته، گفتند: «زمینی كه یهُوَه خدای ما، به ما میدهد، نیكوست.»
۲۶
لیكن شما نخواستید كه بروید، بلكه از فرمان خداوند عصیان ورزیدید.
۲۷
و در خیمههای خود همهمه كرده، گفتید: «چونكه خداوند ما را دشمن داشت، ما را از زمین مصر بیرون آورد، تا ما را به دست اموریان تسلیم كرده، هلاك سازد.
۲۸
و حال كجا برویم چونكه برادران ما دل ما را گداخته، گفتند كه این قوم از ما بزرگتر و بلندترند و شهرهای ایشان بزرگ و تا آسمان حصاردار است، و نیز بنیعناق را در آنجا دیدهایم.»
۲۹
پس من به شما گفتم: «مترسید و از ایشان هراسان مباشید.
۳۰
یهُوَه خدای شما كه پیش روی شما میرود برای شما جنگ خواهد كرد، برحسب هرآنچه به نظر شما در مصر برای شما كرده است.»
۳۱
و هم در بیابان كه در آنجا دیدید چگونه یهُوَه خدای تو مثل كسی كه پسر خود را میبرد تو را در تمامی راه كه میرفتید برمیداشت تا به اینجا رسیدید.
۳۲
لیكن با وجود این، همۀ شما به یهُوَه خدای خود ایمان نیاوردید.
۳۳
كه پیش روی شما در راه میرفت تا جایی برای نزول شما بطلبد، وقت شب در آتش تا راهی را كه به آن بروید به شما بنماید و وقت روز در ابر.
۳۴
و خداوند آواز سخنان شما را شنیده، غضبناك شد، و قسم خورده، گفت:
۳۵
« هیچكدام از این مردمان و از این طبقه شریر، آن زمین نیكو را كه قسم خوردم كه به پدران شما بدهم، هرگز نخواهند دید.
۳۶
سوای كالیب بن یفُنَّه كه آن را خواهد دید و زمینی را كه در آن رفته بود، به وی و به پسرانش خواهم داد، چونكه خداوند را پیروی كامل نمود.»
۳۷
و خداوند بخاطر شما برمن نیز خشم نموده، گفت كه «تو هم داخل آنجا نخواهی شد.
۳۸
یوشع بن نون كه بحضور تو میایستد داخل آنجا خواهد شد. پس او را قویگردان زیرا اوست كه آن را برای بنیاسرائیل تقسیم خواهد نمود.
۳۹
و اطفال شما كه درباره آنها گفتید كه به یغما خواهند رفت، و پسران شما كه امروز نیك و بد را تمیز نمیدهند، داخل آنجا خواهند شد، و آن را به ایشان خواهم داد تا مالك آن بشوند.
۴۰
و اما شما روگردانیده، از راه بحرقلزم به بیابان كوچ كنید.»
۴۱
و شما در جواب من گفتید كه «به خداوند گناه ورزیدهایم؛ پس رفته، جنگ خواهیم كرد، موافق هرآنچه یهُوَه خدای ما به ما امر فرموده است. و همه شما اسلحه جنگ خود را بسته، عزیمت كردید كه به كوه برآیید.
۴۲
آنگاه خداوند به من گفت: «به ایشان بگو كه نروند و جنگ منمایند زیرا كه من در میان شما نیستم، مبادا از حضور دشمنان خود مغلوب شوید.»
۴۳
پس به شما گفتم، لیكن نشنیدید، بلكه از فرمان خداوند عصیان ورزیدید، و مغرور شده، به فراز كوه برآمدید.
۴۴
و اموریانی كه در آن كوه ساكن بودند به مقابله شما بیرون آمده، شما را تعاقب نمودند، بطوری كه زنبورها میكنند و شما را از سعیر تا حُرْما شكست دادند.
۴۵
پس برگشته، به حضور خداوند گریه نمودید، اما خداوند آواز شما را نشنید و به شما گوش نداد.
۴۶
و در قادِش برحسب ایام توقّفِ خود، روزهای بسیار ماندید.
Settings