دانیال ۱۰:۴-۶
۴
و در روز بیست و چهارم ماه اول من بر كنار نهر عظیم یعنی دجله بودم.
۵
و چشمان خود را برافراشته دیدم كه ناگاه مردی ملبّس به كتان كه كمربندی از طلای اوفاز بر كمر خود داشت،
۶
و جسد او مثل زبرجد و روی وی مانند برق و چشمانش مثل شعلههای آتش و بازوها و پایهایش مانند رنگ برنج صیقلی و آواز كلام او مثل صدای گروه عظیمی بود.
Settings