دوم ساموئل ۱۴:۱۱-۲۰
۱۱
پس زن گفت: «ای پادشاه، یهُوَه، خدای خود را به یاد آور تا ولی مقتول، دیگر هلاك نكند، مبادا پسر مرا تلف سازند.» پادشاه گفت: «به حیات خداوند قسم كه مویی از سر پسرت به زمین نخواهد افتاد.»
۱۲
پس زن گفت: «مستدعی آنكه كنیزت با آقای خود پادشاه سخنی گوید.» گفت: «بگو.»
۱۳
زن گفت: «پس چرا دربارۀ قوم خدا مثل این تدبیر كردهای و پادشاه در گفتن این سخن مثل تقصیركار است، چونكه پادشاه آواره شدۀ خود را باز نیاورده است.
۱۴
زیرا ما باید البته بمیریم و مثل آب هستیم كه به زمین ریخته شود، و آن را نتوان جمع كرد؛ و خدا جان را نمیگیرد بلكه تدبیرها میكند تا آواره شدهای از او آواره نشود.
۱۵
و حال كه به قصد عرض كردن این سخن، نزد آقای خود پادشاه آمدم، سبب این بود كه خلقْ مرا ترسانیدند، و كنیزت فكر كرد كه چون به پادشاه عرض كنم، احتمال دارد كه پادشاه عرض كنیز خود را به انجام خواهد رسانید.
۱۶
زیرا پادشاه اجابت خواهد نمود كه كنیز خود را از دست كسی كه میخواهد مرا و پسرم را با هم از میراث خدا هلاك سازد، برهاند.
۱۷
و كنیز تو فكر كرد كه كلام آقایم، پادشاه، باعث تسلی خواهد بود، زیرا كه آقایم، پادشاه، مثل فرشتۀ خداست تا نیك و بد را تشخیص كند، و یهُوَه، خدای تو همراه تو باشد.»
۱۸
پس پادشاه در جواب زن فرمود: «چیزی را كه از تو سؤال میكنم، از من مخفی مدار.» زن عرض كرد «آقایم پادشاه، بفرماید.»
۱۹
پادشاه گفت: «آیا دست یوآب در همۀ این كار با تو نیست؟» زن در جواب عرض كرد: «به حیات جان تو، ای آقایم پادشاه كه هیچ كس از هرچه آقایم پادشاه بفرماید به طرف راست یا چپ نمیتواند انحراف ورزد، زیرا كه بندۀ تو یوآب، اوست كه مرا امر فرموده است، و اوست كه تمامی این سخنان را به دهان كنیزت گذاشته است.
۲۰
برای تبدیل صورت این امر، بندۀ تو، یوآب، این كار را كرده است. اما حكمت آقایم، مثل حكمت فرشتۀ خدا میباشـد تا هر چه بر روی زمین است، بداند.»
Settings