دوم پادشاهان ۵:۴-۷
۴
پس كسی درآمده، آقای خود را خبر داده، گفت: «كنیزی كه از ولایت اسرائیل است، چنین و چنان میگوید.»
۵
پس پادشاه اَرام گفت: «بیا برو و مكتوبی برای پادشاه اسرائیل میفرستم.» پس روانه شد و ده وزنۀ نقره و ششهزار مثقال طلا و ده دست لباس به دست خود گرفت.
۶
و مكتوب را نزد پادشاه اسرائیل آورد و در آن نوشته بود كه «الا´ن چون این مكتوب به حضورت برسد، اینك بندۀ خود نُعْمان را نزد تو فرستادم تا او را از برصش شفا دهی.»
۷
اما چون پادشاه اسرائیل مكتوب را خواند لباس خود را دریده،گفت: «آیا من خدا هستم كه بمیرانم و زنده كنم كه این شخص نزد من فرستاده است تا كسی را از برصش شفا بخشم. پس بدانید و ببینید كه او بهانهجویی از من میكند.»
Settings