دوم پادشاهان ۱۰:۱۵-۱۷
۱۵
و چون از آنجا روانه شد، به یهُوناداب بن رَكاب كه به استقبال او میآمد، برخورد و او را تحیت نموده، گفت كه «آیا دل تو راست است، مثل دل من با دل تو؟» یهُوناداب جواب داد كه «راست است.» گفت: «اگر هست، دست خود را به من بده.» پس دست خود را به او داد و او وی را نزد خود به ارابه بركشید.
۱۶
و گفت: «همراه من بیا، و غیرتی كه برای خداوند دارم، ببین.» و او را بر ارابۀ وی سوار كردند.
۱۷
و چون به سامره رسید، تمامی باقیماندگان اَخاب را كه در سامره بودند، كُشت به حدی كه اثر او را نابود ساخت بر حسب كلامی كه خداوند به ایلیا گفته بود.
Settings