Skip to content
دوم تواریخ ۲۳:۱۱-۱۵

دوم تواریخ ۲۳:۱۱-۱۵

۱۱
و پسر پادشاه‌ را بیرون‌ آورده‌، تاج‌ را بر سرش‌ گذاشتند و شهادت‌ نامه‌ را به‌ او داده‌، او را به‌ پادشاهی‌ نصب‌ كردند، و یهُویاداع‌ و پسرانش‌، او را مسح‌ نموده‌، گفتند: «پادشاه‌ زنده‌ بماند.»
۱۲
اما چون‌ عَتَلْیا آواز قوم‌ را كه‌ می‌دویدند و پادشاه‌ را مدح‌ می‌كردند شنید، نزد قوم‌ به‌ خانۀ خداوند داخل‌ شد.
۱۳
و دید كه‌ اینك‌ پادشاه‌ به‌ پهلوی‌ ستون‌ خود نزد مدخل‌ ایستاده‌ است‌، و سروران‌ و كَرِنّانوازان‌ نزد پادشاه‌ می‌باشند و تمامی‌ قوم‌ زمین‌ شادی‌ می‌كنند و كَرِنّاها را می‌نوازند و مُغَنّیان‌ با آلات‌ موسیقی‌ و پیشوایان‌ تسبیح‌. آنگاه‌ عَتَلْیا لباس‌ خود را دریده‌، صدا زد كه‌ «خیانت‌، خیانت‌!»
۱۴
و یهُویاداع‌ كاهن‌، یوزباشیها را كه‌ سرداران‌ فوج‌ بودند امر فرموده‌، به‌ ایشان‌ گفت‌: «او را از میان‌ صفها بیرون‌ كنید، و هر كه‌ از عقب‌ او برود، به‌ شمشیر كشته‌ شود.» زیرا كاهن‌ فرموده‌ بود كه‌ او را در خانۀ خداوند مكشید.
۱۵
پس‌ او را راه‌ دادند و چون‌ به‌ دهنۀ دروازۀ اسبان‌، نزد خانۀ پادشاه‌ رسید، او را در آنجا كشتند.
Settings

Reading Style

Typeface

Font Size 19px

Options