اول پادشاهان ۲۰:۳۵-۳۸
۳۵
و مردی از پسران انبیا به فرمان خداوند به رفیق خود گفت: «مرا بزن.» اما آن مرد از زدنش ابا نمود.
۳۶
و او وی را گفت: «چونكه آواز خداوند را نشنیدی، همانا چون از نزد من بروی شیری تو را خواهد كشت.» پس چون از نزد وی رفته بود، شیری او را یافته، كشت.
۳۷
و او شخصی دیگر را پیدا كرده، گفت: «مرا بزن.» و آن مرد او را ضربتی زده، مجروح ساخت.
۳۸
پس آن نبی رفته، به سر راه منتظر پادشاه ایستاد، و عصابه خود را بر چشمان خود كشیده، خویشتن را متنكّر نمود.
Settings