Skip to content

آیات کتاب مقدس دربارهٔ Investigation

24 آیه

آیات کلیدی کتاب مقدس

  1. و دل‌ خود را بر آن‌ نهادم‌ كه‌ در هر چیزی‌ كه‌ زیر آسمان‌ كرده‌ می‌شود، با حكمت‌ تفحّص‌ و تجسّس‌ نمایم‌. این‌ مشقّت‌ سخت‌ است‌ كه‌ خدا به‌ بنی‌آدم‌ داده‌ است‌ كه‌ به‌ آن‌ زحمت‌ بكشند.

  2. و تمامی‌ كارهایی‌ را كه‌ زیر آسمان‌ كرده‌ می‌شود، دیدم‌ كه‌ اینك‌ همه‌ آنها بطالت‌ و در پی‌ باد زحمت‌ كشیدن‌ است‌.

  3. كج‌ را راست‌ نتوان‌ كرد و ناقص‌ را بشمار نتوان‌ آورد.

  4. در دل‌ خود تفكّر نموده‌، گفتم‌: اینك‌ من‌ حكمت‌ را به‌ غایت‌ افزودم‌، بیشتر از همگانی‌ كه‌ قبل‌ از من‌ بر اورشلیم‌ بودند؛ و دل‌ من‌ حكمت‌ و معرفت‌ را بسیار دریافت‌ نمود؛

  5. و دل‌ خود را بر دانستن‌ حكمت‌ و دانستن‌ حماقت‌ و جهالت‌ مشغول‌ ساختم‌. پس‌ فهمیدم‌ كه‌ این‌ نیز در پی‌ باد زحمت‌ كشیدن‌ است‌.

  6. زیرا كه‌ در كثرت‌ حكمت‌ كثرت‌ غم‌ است‌ و هر كه‌ عِلم‌ را بیفزاید، حزن‌ را می‌افزاید.

  7. من‌ در دل‌ خود گفتم‌: الا´ن‌ بیا تا تو را به‌ عیش و عشرت‌ بیازمایم‌؛ پس‌ سعادتمندی‌ را ملاحظه‌ نما. و اینك‌ آن‌ نیز بطالت‌ بود.

  8. درباره‌ خنده‌ گفتم‌ كه‌ مجنون‌ است‌ و درباره‌ شادمانی‌ كه‌ چه‌ می‌كند.

  9. در دل‌ خود غور كردم‌ كه‌ بدن‌ خودرا با شراب‌ بپرورم‌، با آنكه‌ دل‌ من‌ مرا به‌ حكمت‌ (ارشاد نماید) و حماقت‌ را بدست‌ آورم‌ تا ببینم‌ كه‌ برای‌ بنی‌آدم‌ چه‌ چیز نیكو است‌ كه‌ آن‌ را زیر آسمان‌ در تمامی‌ ایام‌ عمر خود به‌ عمل‌ آورند.

  10. كارهای‌ عظیم‌ برای‌ خود كردم‌ و خانه‌ها برای‌ خود ساختم‌ و تاكستانها به‌ جهت‌ خود غرس‌ نمودم‌.

  11. باغها و فردوسها به‌ جهت‌ خود ساختم‌ و در آنها هر قسم‌ درخت‌ میوه‌دار غرس‌ نمودم‌.

  12. حوضهای‌ آب‌ برای‌ خود ساختم‌ تا درختستانی‌ را كه‌ در آن‌ درختان‌ بزرگ‌ می‌شود، آبیاری‌ نمایم‌.

  13. غلامان‌ و كنیزان‌ خریدم‌ و خانه‌زادان‌ داشتم‌ و مرا نیز بیشتر از همه‌ كسانی‌ كه‌ قبل‌ از من‌ در اورشلیم‌ بودند، اموال‌ از رمه‌ و گله‌ بود.

  14. نقره‌ و طلا و اموال‌ خاصّه‌ پادشاهان‌ و كشورها نیز برای‌ خود جمع‌ كردم‌؛ و مغنّیان‌ و مغنّیات‌ و لذّات‌ بنی‌آدم‌ یعنی‌ بانو و بانوان‌ به‌ جهت‌ خود گرفتم‌.

  15. پس‌ بزرگ‌ شدم‌ و بر تمامی‌ كسانی‌ كه‌ قبل‌ از من‌ در اورشلیم‌ بودند برتری‌ یافتم‌ و حكمتم‌ نیز با من‌ برقرار ماند،

  16. و هر چه‌ چشمانم‌ آرزو می‌كرد از آنها دریغ‌ نداشتم‌، و دل‌ خود را از هیچ‌ خوشی‌ باز نداشتم‌ زیرا دلم‌ در هر محنت‌ من‌ شادی‌ می‌نمود و نصیب‌ من‌ از تمامی‌ مشقّتم‌ همین‌ بود.

  17. پس‌ به‌ تمامی‌ كارهایی‌ كه‌ دستهایم‌ كرده‌ بود و به‌ مشقّتی‌ كه‌ در عمل‌ نمودن‌ كشیده‌ بودم‌ نگریستم‌؛ و اینك‌ تمامی‌ آن‌ بطالت‌ و در پی‌ باد زحمت‌ كشیدن‌ بود و در زیر آفتاب‌ هیچ‌ منفعت‌ نبود.

  18. پس‌ توجّه‌ نمودم‌ تا حكمت‌ و حماقت‌ و جهالت‌ را ملاحظه‌ نمایم‌؛ زیرا كسی‌ كه‌ بعد ازپادشاه‌ بیاید چه‌ خواهد كرد؟ مگر نه‌ آنچه‌ قبل‌ از آن‌ كرده‌ شده‌ بود؟

  19. و دیگر چونكه‌ جامعه‌ حكیم‌ بود باز هم‌، معرفت‌ را به‌ قوم‌ تعلیم‌ می‌داد و تفكّرنموده‌، غور رسی‌ می‌كرد و مثل‌های‌ بسیار تألیف‌ نمود.

  20. جامعه‌ تفحّص‌ نمود تا سخنان‌ مقبول‌ را پیدا كند و كلمات‌ راستی‌ را كه‌ به‌ استقامت‌ مكتوب‌ باشد.

  21. سخنان‌ حكیمان‌ مثل‌ سُكهای‌ گاورانی‌ است‌ و كلمات‌ اربابِ جماعت‌ مانند میخهای‌ محكم‌ شده‌ می‌باشد، كه‌ از یك‌ شبان‌ داده‌ شود.

  22. و علاوه‌ بر اینها، ای‌ پسر من‌ پند بگیر. ساختنِ كتابهای‌ بسیار انتها ندارد و مطالعه‌ زیاد، تَعَب‌ بدن‌ است.

  23. پس‌ ختم‌ تمام‌ امر را بشنویم‌. از خدا بترس‌ و اوامر او را نگاه‌ دار چونكه‌ تمامی‌ تكلیف‌ انسان‌ این‌ است‌.

  24. زیرا خدا هر عمل‌ را با هر كار مخفی‌ خواه‌ نیكو و خواه‌ بد باشد، به‌ محاكمه‌ خواهد آورد.