مزامیر۶۳
Listen to this chapter
0:00
0:00
۱
{مزمور داود هنگامی که در صحرای یهودا بود} ای خدا، تو خدای من هستی. در سَحَر تو را خواهم طلبید. جان من تشنهٔ تو است و جسدم مشتاق تو در زمینِ خشکِ تشنهٔ بیآب.
۲
چنانکه در قدس بر تو نظر کردم تا قوّت و جلال تو را مشاهده کنم.
۳
چونکه رحمت تو از حیات نیکوتر است. پس لبهای من ترا تسبیح خواهد خواند.
۴
از این رو تا زنده هستم تو را متبارک خواهم خواند. و دستهای خود را به نام تو خواهم برافراشت.
۵
جان من سیر خواهد شد چنانکه از مغز و پیه، و زبان من به لبهای شادمانی تو را حمد خواهد گفت،
۶
چون تو را بر بستر خود یاد میآورم و در پاسهای شب در تو تفکر میکنم.
۷
زیرا تو مددکار من بودهای و زیر سایهٔ بالهای تو شادی خواهم کرد.
۸
جان من به تو چسبیده است و دست راست تو مرا تأیید کرده است.
۹
و امّا آنانی که قصد جان من دارند هلاک خواهند شد و در اسفل زمین فرو خواهند رفت.
۱۰
ایشان به دم شمشیر سپرده میشوند و نصیب شغالها خواهند شد.
۱۱
امّا پادشاه در خدا شادی خواهد کرد و هر که بدو قسم خورَد، فخر خواهد نمود، زیرا دهان دروغگویان بسته خواهد گردید.
Use ← → arrow keys to navigate
Settings
Reading Style
Typeface
Font Size px
Options
Study Note