Skip to content
مزامیر ۳۲:۳-۴

مزامیر ۳۲:۳-۴

۳
هنگامی که خاموش می‌بودم، استخوانهایم پوسیده می‌شد از نعرهای که تمامی روز میزدم.
۴
چونکه دست تو روز و شب بر من سنگین می‌بود. رطوبتم به خشکیِ تابستان مبدل گردید، سلاه.
Settings

Reading Style

Typeface

Font Size 19px

Options