Skip to content
امثال ۷:۱۰-۲۳

امثال ۷:۱۰-۲۳

۱۰
كه‌ اینك‌ زنی‌ به‌ استقبال‌ وی‌ می‌آمد، در لباس‌ زانیه‌ و در خباثت‌ دل‌.
۱۱
زنی‌ یاوه‌گو و سركش‌ كه‌ پایهایش‌ در خانه‌اش‌ قرار نمی‌گیرد.
۱۲
گاهی‌ در كوچه‌ها و گاهی‌ در شوارع‌ عام‌، و نزد هر گوشه‌ای‌ در كمین‌ می‌باشد.
۱۳
پس‌ او را بگرفت‌ و بوسید و چهره‌ خود را بی‌حیا ساخته‌، او را گفت‌:
۱۴
«نزد من‌ ذبایح‌ سلامتی‌ است‌، زیرا كه‌ امروز نذرهای‌ خود را وفا نمودم‌.
۱۵
از این‌ جهت‌ به‌ استقبال‌ تو بیرون‌ آمدم‌، تا روی‌ تو را به‌ سعی‌ تمام‌ بطلبم‌ و حال‌ تو را یافتم‌.
۱۶
بر بستر خود دوشكها گسترانیده‌ام‌، با دیباها از كتان‌ مصری‌.
۱۷
بستر خود را با مُرّ و عود و سلیخه‌ معطّر ساخته‌ام‌.
۱۸
بیا تا صبح‌ از عشق‌ سیر شویم‌، و خویشتن‌ را از محبت‌ خرّم‌ سازیم‌.
۱۹
زیرا صاحبخانه‌ در خانه‌ نیست‌، و سفر دور رفته‌ است‌.
۲۰
كیسه‌ نقره‌ای‌ به‌ دست‌ گرفته‌ و تا روزِ بدرِ تمام‌ مراجعت‌ نخواهد نمود.»
۲۱
پس‌ او را از زیادتی‌ سخنانش‌ فریفته‌ كرد، و از تملّق‌ لبهایش‌ او را اغوا نمود.
۲۲
در ساعت‌ از عقب‌ او مثل‌ گاوی‌ كه‌ به‌ سلاّخ‌خانه‌ می‌رود، روانه‌ شد و مانند احمق‌ به‌ زنجیرهای‌ قصاص‌.
۲۳
تا تیربه‌ جگرش‌ فرو رود، مثل‌ گنجشكی‌ كه‌ به‌ دام‌ می‌شتابد و نمی‌داند كه‌ به‌ خطر جان‌ خود می‌رود.
Settings

Reading Style

Typeface

Font Size 19px

Options